شنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۹۴

دیالوگ های فلسفی

دوریس: «مسئله ایمان نیست؛ مسئله عقله.»
فِرِد: «ایمان یعنی باور داشتن به چیزایی که عقل سلیم بهت میگه باور نداشته باش.»

Film Title: [Miracle On 34th Street - 1947]
Director: [Gorge Seaton]
Writer: [George Seaton - Valentine Davies]

ریبن: «یه ضرب المثل هست که میگه "اگه خدا با ماست، پس کی با اوناست؟"»
آپهام: «اگه خدا با ماست، پس کی می‏تونه علیه ما باشه؟»
ریبن: «آره... چی بگم...»

Film Title: [Saving Private Ryan - 1998]
Director: [Steven Spielberg]
Writer: [Robert Rodat]

توماس: «توی این چهار سال هر بار که رقص تو رو دیدم، انگار داری زور میزنی که تمام حرکاتو کامل و درست انجام بدی. امّا تا حالا هیچوقت ندیدم که خودتو رها کنی. این همه انضباط واسه چیه؟»
نینا: «من فقط می‏خوام بی عیب و کامل باشم.»
توماس: «کمال این نیست که همش خودتو کنترل کنی. یه وقتایی لازمه که خودتو رها کنی. خودتو غافلگیر کن تا بتونی بقیه رو غافلگیر کنی.»

Film Title: [Black Swan - 2010]
Director: [Darren Aronofsky]
Writer: [Mark Heyman]

فرانکی: «به کیسه ضربه بزن.»
مگی: «اینجوری؟»
فرانکی: «وایسا.»
مگی: «اشتباهم چی بود؟»
فرانکی: «خب، دوتا اشتباه کردی؛ اول اینکه سئوال پرسیدی، دوم اینکه یه سئوال دیگه هم پرسیدی.»

Film Title: [Million Dollar Baby - 2004]
Director: [Clint Eastwood]
Writer: [Paul Haggis]

جمعه، مرداد ۳۰، ۱۳۹۴

بهترین گریم‌هایی که مردم بر سینما دیدند

بهترین گریم‌هایی که مردم بر پرده نقره‌ای دیدند/مگسی که پای گریم را به جایزه اسکار باز کرد
گریم، یکی از جذاب‌ترین و در عین حال پرزحمت‌ترین رشته‌های سینمایی است که امروزه با پیشرفت‌های زیادی روبرو بوده، تا آنجا که با استفاده از این هنر می‌توان خیال را به واقعیت تبدیل کرد.
خبرگزاری فارس: بهترین گریم‌هایی که مردم بر پرده نقره‌ای دیدند/مگسی که پای گریم را به جایزه اسکار باز کرد
نرگس محمدی: شکی نیست که فرآیند گریم و تغییراتی که در آن انجام می‌شود می‌تواند هم برای مخاطب و هم برای بازیگر تجربه فوق‌العاده‌ای باشد.گریم خوب، کلید خلق شخصیت‌های خیالی و همچنین شخصیت‌هایی بسیار نزدیک به واقعیت است.
بیش از یک قرن از تولد سینما می‌گذرد و مصداق‌های زیادی از گریم‌های خوب، خلاقانه و به یاد ماندنی در تاریخ سینما به ثبت رسیده است؛ از اولین نسخه سینمایی «شبه اپرا» در سال 1925 که مو را بر تن مخاطب سیخ می‌کرد، گرفته تا گریم تحسین برانگیز «ماریون کوتیار» در فیلم سینمایی «زندگی چون گل سرخ» و بسیاری دیگر.
در زیر مروری داریم بر برخی از بهترین‌ گریم‌های تاریخ تاریخ سینما:
*«داستین هافمن» در فیلم سینمایی «توتسی» (1982)/ هافمن:اوه خدای من انگار دارم به دخترم نگاه می‌کنم.
«داستین هافمن» در این فیلم در نقش یک زن ظاهر شد و به قدری نتیجه خوب بود که «هافمن» زمانی‌که جلوی آیینه ایستاد تا نتیجه کار ببیند، فریاد زد:«اوه خدای من انگار دارم به دخترم نگاه می‌کنم.انگار خودم را نمی‌شناسم».
هافمن پیش از آن گفته بود، تنها در صورتی حاضر است بازی در این نقش را بپذیرد که گریمش به حدی خوب باشد که نه تنها در دنیای سینما که در پشت صحنه هم، همه او را با این گریم به عنوان یک زن باور کنند.
گریم طاقت فرسا و چند ساعته «هافمن»، علاوه بر کار بروی پوست صورت او؛ از رفع چین و چروک‌ها و جاهای جوش‌ گرفته تا صفت کردن پوست صورت؛ شامل کار بروی دندان‌ها و دیگر اندام بدن بود.
*«جف گلدبلوم» در فیلم سینمایی «مگس» (1986)/گریمی تحسین‌برانگیز که باعث پایه‌گذاری جایزه اسکار بهترین گریم شد
این فیلم ترسناک و تخیلی به کارگردانی «دیوید کروننبرگ» و بازی «جف گلدبلوم» در آن سال مورد استقبال علاقمندان به ژانر وحشت قرار گرفت.
گریم «جف گولدبلوم» در این فیلم به قدری ماهرانه بود که هر دو گریمور او برنده جایزه اسکار شدند.
«مگس» داستان یک دانشمند باهوش اما عجیب و غریب است که پس از یک آزمایش ناموفق سعی می‌کند یه یک موجود غول‌آسای نیمه انسان نیمه مگس تبدیل شود و این تغییرات در هفت مرحله با هفت گریم متفاوت طی سه ماه انجام شد و برای گریم انجام شده در تصویر بالا از بیش از پنج پوند مواد گریم استفاده شده است.
*«جان هرت» در «مرد فیل‌نما» (سال 1980)/ 7 ساعت گریم در روز که خشم «جان هرت» را برانگیخت
«جان هرت» در این فیلم در نقش «جان مریک» براساس داستان زندگی یک انسان اهل انگلستان که به‌دلیل مشکل فیزیکیِ چهره‌اش به مرد فیل‌نما معروف شد، بازی کرد.
«جان هرت» برای آنکه چهره‌ای شبیه به مرد فیل نما داشته باشد هربار مجبور بود تا حداقل 7 ساعت بی‌حرکت در اتاق گریم بنشیند و اگرچه قرارداد را با علاقه و بدون تردید امضاء کرده بود ولی زمانی‌که دید مجبور به تحمل این حجم از گریم است، خیلی زود عصبانی شد.
«کریس تاکر»، گریمور فیلم برای هر بار گریم باید از حداقل 15 تکه مجزا استفاده کند.
گریم این فیلم به قدری موفق و تأثیر گذار بود که آکادمی علوم و هنرهای سینمایی از آن پس، جایزه اسکار بهترین گریم را پایه‌گذاری کرد.
*«بوریس کارلوف» در فیلم سینمایی «عروس فرانکشتاین» (1931)/ تحمل 35 پوند آدامس، کتان و چسب عمل جراحی در هر بار گریم
این فیلم چندمین اقتباس سینمایی از رمان «فرانکنشتاین» اثر «مری شلی» بود که با گریم ماهرانه‌ای که بروی «بوریس کارلوف» انجام شد، نسبت به دیگر نسخه‌های مورد قبول‌تر و باور پذیرتر بود.
«کارلوف» برای بازی در نقش «فرانکشتاین»، هر روز مجبور بود، 4 ساعت بروی صندلی بنشیند.
«جک پیرس»، گریمور فیلم به خاطر آنکه در آن زمان تکنولوژی گریم چندان پیشرفت نکرده بود و هنوز از سلیکون و لاتکس استفاده نمی‌شد، مجبور بود تا در هر بار گریم از 35 پوند آدامس، کتان و چسب عمل جراحی استفاده کند.
البته گفته می‌شود که «کارلوف» خود نیز برای آنکه هر چه بیشتر به چهره مطلوب این نقش نزدیک شود، نهایت همکاری را داشته و حاضر شده که پلاک‌های دندان خود را درآورده و گونه‌هایش را تمام مدت به سمت داخل نگاه می‌داشت.
63 سال بعد در سال 1994، نسخه دیگری از فیلم «فرانکشتاین» با بازی «رابرت دی نیرو» ساخته شد که گریم فوق‌العاده «دی‌نیرو» در نقش فرانکشتاین بسیار مورد توجه منتقدان قرار گرفت.

6.«کیم هانتر» فیلم سینمایی «سیاره میمون‌ها» (1968)/از استخدام ده‌ها گریمور برای خلق صدها میمون تا حدود 5 ساعت و نیم گریم روزانه 
 «جان چمبرز»، گریمور باسابقه هالیوود برای رسیدن به گریم مطلوب، هر بار «کیم هانتر» را 3 تا 5 ساعت و نیم ثابت در صندلی گریم نگاه می داشت.
«چمبرز» پیش از آنکه گریم فیلم «سیاره میمون‌ها» را آغاز کند برای مدت‌ها میمون‌های باغ وحش لس‌آنجلس را مورد تحقیق و بررسی قرار می‌داد و ساعت‌ها در جایی می‌نشست و به چهره و حرکات آنها خیره می‌شد.
گفته می‌شود، گریم بازیگران نقش میمون در این فیلم به حدی خوب و حرفه‌ای بود که بازیگران با وجود گریم‌های خود می‌توانستند به راحتی دیالوگ‌هایشان را بگویند.
مشکلی که برای گریم فیلم‌ سینمایی «سیاره میمون‌ها» وجود داشت، این فیلم که برای این فیلم باید صدها گریم میمون (حدود 500 تا) انجام می‌شد و «چمبرز» به تنهایی از عهده این کار بر نمی‌آمد، بنا براین مجبور شد تا از تعداد زیادی از گریمورهای ماهر هالیوود دعوت به همکاری کند که این مسئله خود باعث ایجاد تأخیر در ساخت برخی از پروژه‌های سینمایی در هالیوود شد.
*«مارلون براندو» در فیلم سینمایی «پدرخوانده» (1972)/بازیگر سرکشی که حاضر نشد پروتزهای گریم را تحمل کند
مهارت گریمور پروژه سینمایی «پدرخوانده» به قدری بود که زمانی‌که این فیلم به نمایش درآمد کسی فکر نمی‌کرد که «دون کورلئونه» پیر و از کار افتاده، بازیگری باشد که تنها 47 سال دارد.
البته همکاری «براندو» با گریمور فیلم «پدرخوانده»، خالی از مشکل نبود، همانطور که «فرانسیس فورد کاپولا»، کارگردان فیلم، اعتراف کرده است: بی‌مبالاتی و بی‌نظمی «براندو» در پشت صحنه به قدری بود که کم مانده بود که این پروژه سینمایی با مشکل جدی روبرو شده و یا حتی شکست بخورد.
«براندو»ی سرکش برای این فیلم حاضر به تحمل پروتزهای سنگین نشد و گریمور مجبور شد تا برای آنکه او را چند دهه پیرتر نشان دهد، تنها از گریم استفاده کند.
تنها چیزی که به صورت«براندو» اضافه شد، استفاده ژل‌های حجم‌دهنده در نقاط فرورفته صورت بود.
*«شارلیز ترون» در فیلم سینمایی «هیولا» (2003)/گریمی به قیمت 14 کیلو اضافه وزن، سوختن موها و از دست دادن ابروها
«شارلیز ترون»، بازیگر 40 ساله هالیوود که در زمان ساخت فیلم سینمایی «هیولا» تنها 28 سال داشت برای بازی در این فیلم تنها به گریم چهره اکتفا نکرد و با یک رژیم غذایی فشرده وزنش را 30 پوند ( حدود 14 کیلو) افزایش داد.
 «هیولا» داستان واقعی زندگی «آیلین وورنوس»، قاتل زنجیره‌ای است که در سال 2002 به جرم کشتن حداقل 7 مرد در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 میلادی اعدام شد.
«تونی جی»، گریمور فیلم «هیولا» برای آنکه «ترون» هرچه بیشتر به «آیلین وورنوس» شبیه شود، با دکلره موهای او را سوزاند و ابروهایش را از ته زد.
همچنین صورت «ترون» با ترکیبی از «جوهر تاتو» و ماده‌ای دیگر اسپری شد تا ناصافی‌های صورت «وورنوس» بروی چهره وی بازسازی شود. علاوه بر اینها، از پروتز دندان و پلک نیز استفاده شد.
*«جانی دپ» در فیلم سینمایی «رنجر تنها» ( 2013)/گریمی که تحسین منتقدان را برانگیخت
«جانی دپ» برای بازی در نقش «تونتو»، یک سرخپوست مبارز، توسط «جوئل هارلو»، گریمور مشهور هالیوود، بیش از یک ساعت و نیم گریم شد و نتیجه بسیار باور پذیر از آن درآمد و توانست تحسین منتقدان را برانگیزد.
فیلم سینمایی «رنجر تنها» به کارگردانی «گور وربینسکی» داستان روح یک سرخپوست جنگجوست که از یک مجری قانون به نام «جان رید» با بازی «ارمی همر»، یک قهرمان عدالت می‌سازد. هر دو قهرمان فیلم باید به کمک یکدیگر بر حرص و فساد غلبه کنند.

*«داگ جونز» در فیلم سینمایی «هزار توی پن» (2006 میلادی)/از تحمل 5 کیلو شاخ و دست و پاهای اضافه تا ریموتی کردن حرکات گوش و پلک
«هزار توی پن»، فیلمی تخیلی به کارگردانی « گیلرمو دل تورو» است که در میان فیلم‌های مشابه خود یکی از سنگین‌ترین گریم‌ها را داشت که در این میان گریم «داگ جونز» برای بازی در نقش پان در این فیلم، یکی از پیچیده‌ترین گریم‌ها را داشت.
او برای بازی در این نقش مجبور به تحمل گریم تمام اعضای بدنش بود، پروتوزهای به کار رفته در بدن او به قدری سنگین بود که تنها سنگینی شاخ‌هایش حدود 5 کیلو بود که قدش را تا 20 سانت بلندتر نشان می‌داد.
پاهایی نیز به بدن او اضافه شد و پاهای واقعی‌اش نیز به صورت دیجیتالی در فیلم حذف شدند. البته در کنار این گریم‌ها، از نرم‌افزارهای پیشرفته کامپیوتری نیز استفاده شد.

البته نکته جالب توجه در گریم «داگ جونز» این بود که گوش‌ها و پلک‌های او را می‌شد از پشت صحنه به وسیله ریموت، کنترل کرد و این مسئله به «جونز» کمک می‌کرد تا با آن گریم سنگین، بهتر بتواند حرکات اعضای بدن مدیریت کند.
*«گری اولدمن» در فیلم سینمایی «هانیبال» (2001)/ بازیگری که نگران چشم‌هایش بود
«گری اولدمن» در فیلم سینمایی «هانیبال» در نقش «ماسون ورگر»، مرد ثروتمندی بازی می‌کند که «دکتر لکتر» (هانیبال) او را مجبور کرده تا گوشت صورت خود را با چاقو بریده و به سگ‌ها بدهد.
«ریدلی اسکات»، به عنوان کارگردان فیلم به همراه «گرگ کانوم»، گریمور موفق هالیوود، برای رسیدن به نتیجه مطلوبی در رابطه با گریم چهره‌ «اولدمن»، با چندین چندین پزشک و جراح پلاستیک و همچنین کارشناس مشورت کردند و در نهایت «اولدمن» برای ساعت‌ها بی‌حرکت بروی صندلی گریم نشست.
«کانوم» مجبور بود برای آنکه نتیجه گریم هر چه واقعی‌تر به نظر برسد به طور کامل لب‌ها، گونه‌ها و حتی پلک‌های «اولدمن» را از روی چهره‌اش محو کند.
«گری اولدمن» زمانیکه گریم آغاز شد به قدری نگران این حجم از گریم و تغییرات بود که از «کانوم» تقاضا کرد لااقل چشم‌هایش را باز بگذارد. نتیجه به قدری موفقیت آمیز بود که کسانی که فیلم را دیدند باور نمی‌کردند که «گری اولدمن» این نقش را بازی کرده باشد.

*«ادی مورفی» در فیلم سینمایی «پرفسور احمق» (1996)/دستمزد 12 میلیون دلاری برای بازی در هفت نقش متفاوت
«پرفسور دیوانه» به کارگردانی «تام شادیاک» داستان پرفسوری است که به شدت از اینکه چاق است رنج می‌برد و همین مسئله باعث افسردگی او شده است.

«ادی مورفی» در این فیلم در نقش تمامی اعضای خانواده «کلامپ» به جزء «ارنی کلامپ جونیور» ایفای نقش کرده است. او  برای بازی در هفت نقش از جمله دو نقش زن، در سال 1996، 12 میلیون دلار دستمزد گرفت.
«ریک بیکر»، گریمور صاحب نام هالیوود، هر روز سه تا 5 ساعت وقت صرف گریم «ادی مورفی» می‌کرد.

*«براد پیت» برای بازی در فیلم سینمایی «مورد عجیب و غریب بنجامین باتن» (2008)/از روزی 6 ساعت گریم تا خلق سری دیجیتالی
هرکس فیلم سه ساعته «مورد عجیب و غریب بنجامین باتن» را دیده باشد، تحت تأثیر گریم و تغییر چهره «براد پیت» در این فیلم قرار گرفته است.
در حالی‌که بیش از 52 دقیقه از فیلم با استفاده از حقه‌های کامپیوتری ساخته شده ولی تیم پرکار گریم این پروژه سینمایی هر روز باید حداقل شش ساعت صرف گریم «براد پیت» می‌کردند که این پروسه معمولا هر روز از ساعت 2 بعد از ظهر شروع می‌شد.
در صحنه‌های کامپیوتر سر «بنجامین باتن» (با بازی براد پیت) دیجیتالی بوده و بدن او متعلق به «براد پیت» است که البته عوامل فیلم برای خلق این صحنه‌ها وقت و هزینه‌ بسیاری صرف کرده‌اند. هماهنگی حرکات سر و بدن و همچنین حرکات چین و چروک صورت به صورت عادی جلوه کند، از مشکلات بزرک و زمان‌بر تیم گریم بود که سرانجام توانستند بر آن غلبه کنند.
«دیوید فینچر»، کارگردان فیلم در مصاحبه‌هایش به این مطلب اشاره کرده است که برای ساخت این فیلم تا چه حد استرس داشته زیرا از نتیجه کار چندان مطمئن نبوده در حالی‌که در این میان پای اعتبار او و دیگر عوامل و همچنین پول و زمانی زیادی در میان بود.
«گری کانوم» که فیلم‌های موفقی چون «دراکولای برام استوکر و هانیبال» را در کارنامه کاری خود دارد، به عنوان سرپرست تیم گریم، عوامل پروژه سینمایی «بنجامین باتن» را برای مدت 18 ماه همراهی کرد.
«مورد عجیب و غریب بنجامین باتن» داستان نوزاد سر راهی است که از یک بیماری بسیار نادر رنج می‌برد، او که تازه به دنیا آمده کامل شبیه به یک پیرمرد صد ساله از کار افتاده است و به مرور با گذر زمان او جوان و جوان‌تر می‌شود تا در نهایت در حالی‌که ازدواج کرده، تبدیل به یک نوزاد می‌شود و حال این همسر او (با بازی کیت بلانشت) است که باید از او نگهداری کند.

*شخصیت‌های افسانه‌ای سه گانه «ارباب حلقه‌ها» (2001-2003 میلادی)/ از تولید بیش از 10 هزار پروتز صورت، 1800 پا و 1000 لباس رزم تا ثبت رکورد در کتاب گینس

سه گانه علمی تخیلی «ارباب حلقه‌ها» به کارگردانی «پیتر جکسون» که برنده جوایز اسکار زیادی از جمله بهترین طراحی لباس و گریم شد، یکی از پرکارترین پروژه‌های تاریخ سینما از نظر گریم محسوب می‌شود.
تیم طراح لباس و گریم این پروژه سینمایی تنها 1000 هزار لباس رزمی و بیش از 10 هزار پروتز صورت برای کار خود تهیه‌ کردند.
و آنچه که نام این فیلم را در کتاب گینس به ثبت رساند تولید هزار و 800 پای هابیتی بود که بسیاری از این این پاها برای بازیگران اصلی این فیلم به کار رفت.

*«آرنولد شوارتزنگر» در فیلم سینمایی «ترمیناتور» (نابودگر) (2015-1984)
اگر چه در بسیاری از صحنه‌های مربوط به فیلم «نابودگر» از جلوه‌های ویژه و حقه‌های کامپیوتری استفاده شده است ولی بسیاری از گریم‌های مربوط به چهره «آرنولد» در این فیلم بالاخص زمانی‌که او دچار حادثه شده و چهره‌اش می‌سوزد، نه با استفاده از نرم‌افزارهای کامپیوتری که با به کار بردن گریم واقعی طی ساعت‌ها سعی و تلاش تیمی 65 نفره ایجاد شده‌ است.


 
این تیم 65 نفره برای هر چه طبیعی‌تر به نظر رسیدن جراحات صورت «آرنولد»، ساعت‌های طولانی با استفاده از هزاران قطعه سلیکون و پروتز روی صورت او کار می‌کردند.

* «جنیفر لارنس» در فیلم‌های «مردان ایکس: درجه اول» و «مردان ایکس: روزهای گذشته آینده» (2011 و 2014 میلادی)/ سوختگی پوست صورت و بدن به خاطر نصب 110 قطعه پروتز و استفاده از 8 لایه رنگ
«جنیفر لارنس» که بخشی از شهرتش را مدیون بازی در این دو قسمت از سری فیلم‌های مردان ایکس است،برای بازی در نقش یک موجود جهش یافته شبیه به پری‌های دریایی، حداقل 60 درصد از بدنش به وسیله گریمی‌ آب رنگین و بسیار سنگین پوشانده شد.
او برای بازی در این نقش مجبور بود هر روز 8 ساعت بی‌حرکت روی صندلی بنشیند تا گروه گریم کار خود را انجام دهند.
به گفته سازندگان فیلم‌ «مردان ایکس»، در هر بار گریم، در بدن «لارنس» از حداقل 110 قطعه پروتز استفاده می‌شد. .
برای آنکه رنگ آبی چهره و بدن «لارنس» هر چه طبیعی‌تر به نظر برسد و در طول فیلمبرداری بتواند دوام پیدا کند، از سه لایه رنگ پایه آبی و 5 لایه اسپری رنگ استفاده می‌شد تا آنجا که این بازیگر جوان هالیوودی دچار صدمات جدی پوستی چون تاول و سوزش و خارش شده بود. به همین دلیل در قسمت دوم از فیلم او تنها از گردن به بالا گریم شد و در قسمت گردن به پایین از لباس استفاده کرد. از آن پس مدت زمان گریم او نیز از 8 ساعت به 3 ساعت در هر بار گریم رسید.
*«هوگو ویوینگ» برای فیلم «کاپیتان آمریکایی: اولین انتقام‌جو» (2011 میلادی)/بازیگری که به خاطر گریم‌های سنگین حاضر به بازی مجدد در قسمت‌های بعدی فیلم نشد
برای این کار «دیوید وایت» و دستیارانش ابتدا یک ماسک سلیکونی قرمز رنگ از چهره «هوگو ویوینگ» تهیه‌ کرده و سپس تلاش کردند تا تغییراتی بروی آن به وجود آورند به صورتی‌که گونه‌ها، شقیقه‌ها و دیگری قسمت‌های صورت هر چه استخوانی‌تر به نظر آید سپس آن را روی صورت «ویوینگ» نصب کردند و در نهایت با استفاده از نرم‌افزاهای کامپیوتری نوک بینی «ویوینگ» برداشته و چهره‌ او لاغر و استخوانی‌تر شد.

«ویوینگ» برای بازی در این نقش هر روز 3 ساعت و نیم گریم می‌شد. او بعدها به خاطر گریم‌های طولانی مدت در این فیلم نسبت به بازی در قسمت‌های بعدی «کاپیتان آمریکایی» ابراز تنفر و انزجار کرد.

*«لیندا بلیر» برای فیلم سینمایی «جن گیر» (1973 میلادی)/ دیک اسمیت 2 تا 4 ساعت
«دیگ اسمیت»، گریمور پیشکسوت هالیوود که فیلم‌های موفق زیادی چون «پدرخوانده» و «راننده تاکسی» را نیز در کارنامه کاری خود دارد، برای آنکه بتواند چهره «لیندا بلیر» را هر چه بیشتر به آنچه می‌خواهد نزدیک کند هر روز 2 تا 4 ساعت او را گریم می‌کرد.

«اسمیت» که در فیلم «پدرخوانده» با مجبور شده بود با بازیگر سرکشی چون «مارلون براندو» سر و کله بزند، تحت تأثیر صبوری «بلیر» هنگام گریم در فیلم «جن گیر» قرار گرفته بود. 
 


www.hashemi.info
خبرگزاری فارس

پنجشنبه، مرداد ۲۹، ۱۳۹۴

روز جهانی عکاسی

امروز برابر با 19 آگوست (28 مرداد) در تقویم بسیاری از کشورهای جهان بعنوان روز جهانی عکاسی نامگذاری شده است. چرا این روز چنین عنوانی بر خود گرفته است و تاریخچه‌ی این نامگذاری چیست و به چه رویدادی بازمی‌گردد؟ 

قدیمی‌ترین عکس ثبت شده در تاریخ عکاسی تصویری است که نیسفور نیپس(1) ، اشراف‌زاده‌ی فرانسوی در سال 1826 با فرایندی که خود آن را هلیوگرافی(2) نامید از چشم‌انداز پنجره‌ی اتاقش گرفت. چند سال بعد یک فرانسوی دیگر به نام لوئی داگر(3) به سال 1837 به فناوری‌ای دست یافت که تصویری مثبت، مستقیم و پایدار بر صفحه‌ی نقره‌اندود ثبت می‌کرد. او فناوری خود را داگروتیپ(4) نامید که در تاریخ عکاسی بعنوان نخستین شیوه‌ی عملی ثبت تصویر شناخته می‌شود. این فرایند اصلاحات و تغییراتی کرد تا اینکه در ژانویه 1839 آکادمی علوم فرانسه داگروتیپ را بعنوان یک اختراع فنی به ثبت رساند. ولی چند ماه بعد دولت فرانسه که به اهمیت این اختراع پی برده بود با تخصیص مقرری ماهانه برای داگر و شریکش، که فرزند نیپس بود، از آنان خواست که در یک گردهمایی در پاریس در 19 آگوست 1839 جزئیات فنی داگروتیپ و چگونگی کارکرد این فرایند را برای عموم شرح دهند. دولت وقت فرانسه، در آن روز، اختراع جدید یعنی «عکاسی» را بعنوان هدیه‌ای رایگان به تمام جهان اعلام نمود و این نخستین رونمایی عکاسی برای عموم مردم بود؛ یعنی نقطه‌ی آغاز رشد این فن و هنر در جهان. 

ظاهرا پیشنهاد نامگذاری 19 آگوست – زمان نخستین رونمایی عکاسی برای عموم - بعنوان روز جهانی عکاسی نخستین بار توسط انجمن‌های عکاسی در آمریکا اعلام شد ولی شورای عکاسی بین‌المللی هند(5) در سال 1991 نخستین نهادی بود که این روز را رسما بعنوان روز جهانی عکاسی جشن گرفت و از آن هنگام تا امروز هر سال کشورهای بیشتری این تاریخ را بعنوان «روز جهانی عکاسی» در تقویم‌های خود ‌گنجانده‌اند. بطوری که هر سال این رویداد نسبت به سال گذشته در گستره‌ی بزرگتری برگزار شده است. مدتی‌ست که به همت عکاسانی از آمریکا و استرالیا وبسایت ویژه برای «روز جهانی عکاسی» راه‌اندازی شده که امکان عضویت رایگان در آن برای همه‌ی عکاسان میسر است. در صورت عضویت در سایت، افراد می‌توانند از خدمات آن استفاده کنند. همچنین در این روز برنامه‌هایی مانند سخنرانی، گردهمایی، جلسات نقد و بررسی آثار عکاسی و رویدادهای رقابتی و غیررقابتی زیادی در سراسر جهان از سوی انجمن‌ها، گالری‌ها، شوراها، نهادها و وب‌سایت‌های مرتبط با عکاسی برگزار می‌شود. 

اما متاسفانه بدلیل نبود یک نهاد واحد بین‌المللی همه‌گیر برای هماهنگ نمودن امور، قوانین و رویدادهای مرتبط با عکاسی در جهان، نامگذاری 19 آگوست بعنوان «روز جهانی عکاسی» برای بسیاری از عکاسان در کشورهای مختلف ناشناخته مانده است. با جستجویی در اینترنت دریافتم که این یادداشت نخستین اشاره‌‌ و توضیح درباره‌ی «روز جهانی عکاسی» حداقل در بین رسانه‌های مجازی فارسی زبان می‌باشد. اما بهانه‌ی این نامگذاری هر چه که باشد مهم وجود روزی‌ست به نام «عکاسی». روزی که همه‌ی فعالین این حوزه در سراسر جهان بطور همزمان به عرصه‌ای که در آن فعالیت می‌کنند بیشتر بیندیشند. بهانه‌ای‌ست برای باهم بودن و تمرکز بیشترشان رو‌ی شباهت‌ها. فرصتی برای معرفی بیشتر این پدیده‌ی شگفت‌انگیز به همگان. روزی که در آن همه‌ی عکاسان جهان حرفه و هنر خود را گرامی بدارند و به ارزش‌های آن افتخار کنند. 

عکاسی یکی از مهمترین اختراعات بشر در قرن نوزدهم بوده است. از آن هنگام که لوئی داگر در پاریس تابستانی فرایند خود را علنی نمود تا امروز، عکاسی راه درازی آمده است؛ تغییرات زیادی به خود دیده و روز به روز بر ضریب نفوذش در میان مردم و جوامع افزوده شده است. عکاسی در طی تمام این سال‌ها پرتوی درخشان بر بسیاری از گوشه‌های تاریک یا ناشناخته‌ی زندگی بشر انداخته است و از پس این سال‌ها به یکی از موثرترین، نیرومندترین، سریعترین و پرطرفدارترین ابزار و رسانه‌های بشر برای ارائه‌ی اندیشه‌ها و احساساتش تبدیل شده است. مارسل پروست، نویسنده‌ی شهیر فرانسوی، جایی در شاهکار همیشه ماندگارش «در جستجوی زمان از دست رفته» می‌نویسد: "به گمان من تنها عکاسی است که، همانند بوسه، می‌تواند با تازه‌ترین کاربردهایش از درون آنچه به نظر ما چیزی با ظاهری قطعی و همیشگی می‌رسد صد چیز دیگر را بیرون بکشد که همه باز همان‌اند." «روز جهانی عکاسی» مبارک! 

 1- Nicephore Niepce (1765-1833) 
 2- Heliography 
 3- Louis Daguerre (1787-1851) 
 4- Daguerreotype 
 5- India International Photographic Council 

سه‌شنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۹۴

سونی ۶ جایزه EISA 2015 دریافت کرد

 سونی دریافت شش جایزه 2015 EISA را جشن می‌گیرد. این جوایز برای تلویزیون، سیستم صوتی، دوربین‌های کامپکت و تلفن اکسپریا زد 3 پلاس به سونی داده شده است.
اکسپریا زد 4 سونی


سیستم صوتی اروپا برای سال ۲۰۱۵-۲۰۱۶: Sony HT-XT3

سیستم صوتی HT‐XT3 کیفیت صوتی شگفت‌انگیز و قابلیت‌های گستردهٔ شبکه را ارائه کرده و دارای محفظه‌ای کم‌عرض و شیک است که می‌تواند صفحه‌هایی تا ۶۵ اینچ و ۵۰ کیلوگرم را روی خود نگه‌دارد. عملکرد با کیفیت بالا از طریق بلندگوهای کوآکسیال دارای مخروط‌های فایبرگلاس تقویت‌شده و بلندگوی مرکزی پربسامد گنبدی‌شکل است. در عین حال صدای بم از طریق دو ووفر رو به پایین پخش می‌شود. قابلیت اتصال این دستگاه عالی است و شامل HDMI، اترنت، Wi‐Fi، USB، Bluetooth، NFC و سازگاری با Google Cast می‌شود. از قالب‌های صدای باوضوح بالا مانند Dolby TrueHD، DTS‐HD Master Audio، FLAC، WAV و DSD پشتیبانی می‌شود و HT‐XT3 به‌لطف توانایی‌های ارتباطات شبکه‌ای‌ خود می‌تواند بخشی از سیستم صوتی گسترده‌تر چنداتاقه باشد که توسط برنامهٔ SongPal متعلق به Sony کنترل می‌شود. این سیستم صوتی صدایی عالی، بلندگوهای مجهز قدرتمند و قیمتی وسوسه‌انگیز دارد.

طراحی تلویزیون اروپا برای سال ۲۰۱۵-۲۰۱۶: Sony KD-65X9005C

اینکه تلویزیونی حتی پیش از روشن شدن شما را مبهوت خود سازد اتفاقی نیست که همیشه رخ دهد ولی Sony 65X9005C با هنر سبک‌سازی شگفت‌آورش به خوبی از عهدهٔ این کار بر می‌آید. این نمایشگر ۶۵ اینچی با داشتن تنها ۴٫۹ میلی‌متر در نازک‌ترین قسمت، جاذبه‌ای فوق‌العاده نازک را به اتاق نشیمن شما می‌آورد. این دستگاه با راهکار نصب نوآورانه‌ای ارائه می‌شود که به لطف سیستم جریان هوای عمودی Sony، آن را هم‌تراز روی دیوار قرار می‌دهد. در عین حال کسانی که 65X9005C را روی پایهٔ تلویزیون نصب می‌کنند می‌توانند از بین موقعیت‌های عریض یا باریک برای قرارگیری روی پایهٔ آلومینیومی شیک انتخاب کنند. طراحی تنها نقطهٔ قوت این دستگاه نیست. این نمایشگر 4K Ultra HD همراه با فناوری نمایش بی‌همتای Triluminos متعلق به Sony تصاویری واضح با رنگ‌های غنی تأثیرگذاری را ارائه می‌کند و Android TV همهٔ قابلیت‌های این ست را در یک نمایشگر خانگی پیشرفته گرد هم می‌آورد.

سیستم دوربین حرفه‌ای کامپکت اروپا: Sony α7 II

α7 II یک سیستم دوربین حرفه‌ای کامپکت تمام فریم با کیفیت حرفه‌ای واقعی است که به رقیبی قدرتمند برای سیستم‌های DSLR تبدیل شده و پتانسیل تصویربرداری بسیار زیادی را در بدنه‌ای سبک جای داده است. حسگر ۲۴ میلیون پیکسلی تمام‌فریم محدودهٔ پویای فوق‌العاده‌ای را ارائه کرده است که با نویز کم در تنظیمات ISO بالا همراه شده و سیستم فوکوس خودکار ترکیبی، فوکوس دقیق وسریعی را در اختیار می‌گذارد. بدنهٔ منیزیمی و گیرهٔ دستی، انقلابی در حس در دست گرفتن و کار کردن در مقایسه با دستگاه‌های پیشین ایجاد کرده و در عین حال لرزش‌گیر ۵ محورهٔ داخلی مزیت بسیار بزرگی برای زمانی است که دوربین به دست عکس می‌گیرید به‌ویژه برای عکس‌برداری نمای نزدیک و با سرعت شاتر پایین. همهٔ‌این‌ها α7II را به گزینه‌ای جدی در مقایسه با دوربین‌های تمام‌فریم DSLR تبدیل کرده است.

دوربین کامپکت سفری اروپا: Sony Cyber-shot DSC-HX90/V

Sony Cyber‐shot DSC-HX90/V کوچک‌ترین دوربین کامپکت با بزرگ‌نمایی کامل و نمایاب داخلی الکترونیکی در جهان است. لنز Zeiss Vario‐Sonnar T* محدودهٔ قدرتمند هم‌اندازهٔ ۲۴ تا ۷۲۰ میلی‌متری ارائه می‌کند که همهٔ موقعیت‌های مورد استفاده در سفر را پوشش می‌دهد. نمایاب الکترونیکی اجازهٔ عکس‌برداری در سطح چشمان را می‌دهد که به‌ویژه در نور شدید بسیار مفید است و هنگامی که نیازی به آن نیست به داخل بدنهٔ دوربین جمع می‌شود. نمایشگر LCD ۱۸۰ درجه کج می‌شود و امکان عکس‌برداری خلاقانه از زوایای گوناگون را فراهم می‌کند. امکان ضبط ویدیو با کیفیت بسیار بالای 1080/60p وجود دارد و HX90V دارای GPS ، Wi‐Fi و NFC داخلی است. این دستگاه، دوربین سفری فوق‌العاده در اندازهٔ ‌جیبی است که می‌توان آن را به هرکجا برد.

سیستم لنز کامپکت اروپا: Sony FE 90mm F2.8 Macro G OSS

Sony FE 90mm F2.8 Macro G OSS احتمالاً بهترین لنز در نوع خود است که یکی از بهترین نتایج تستی را ارائه کرد که متخصصین EISA تاکنون دیده‌ بودند. این لنز وضوح بسیار بالایی دارد حتی در کناره‌های تصویر در بیشترین حد گشادگی دیافراگم و اعوجاج و انحراف رنگ کمینه‌ای دارد.
سطح کنتراستی که ایجاد می‌کند عکس‌هایی عالی را ارائه کرده و f/2.8 به لطف تیغه‌های گردشدهٔ دیافراگم آن بوکه‌ها را با درجه‌بندی‌هایی با ریتم ملایم، به زیبایی به تصویرمی‌کشد. این لنز با بدنهٔ خوش‌ساخت، بزرگ‌نمایی بی‌صدا و لرزش‌گیر نوری کارا، لنزی با بالاترین کیفیت است.

تلفن هوشمند چندرسانه‌ای اروپا: +Sony Xperia™ Z3

Sony Xperia Z3+ تلفیقی بی‌همتا از طراحی برازنده، چندکاره بودن و دوام و ماندگاری است. این تلفن هوشمند با ضخامت ۶٫۹ میلی‌متر نه تنها ضدآب است بلکه در برابر گرد و غبار هم نفوذناپذیر است۲. این دستگاه همچنین دارای قابلیت‌های پیشرفتهٔ چندرسانه‌ای از نظر عکس‌برداری عالی، ویدیوهای بسیار واضح با کیفیت 4K و صدای باوضوح بالا می‌باشد. دوربین ۵ مگاپیکسلی جدید با زاویهٔ گستردهٔ ۲۵ میلی‌متری به شما اجازه می‌دهد سلفی‌های گروهی تحسین‌برانگیزی بگیرید و در عین حال قابلیت‌های دوربین اصلی عملکرد را در نور کم و پردازش سریع‌تر بهبود داده است. بخش صوتی کاملاً با محتوای باوضوح بالا سازگار است و به‌طور خودکار تنظیماتش را با هر هدفون متصل‌شده‌ای تغییر می‌دهد و ‌علاوه بر همهٔ این‌ها Sony توانسته است دور روز ماندگاری باتری را نیز ارائه کند.

۱۳ دلیل برای سفر به ایران

 ایران کشوری زیبا با دیدنی های فراوان است و جاذبه های گردشگری زیادی دارد. در این نوشته ۱۳ دلیل سفر به ایران آورده شده است که شما را به سفر ترغیب می کند.
  1. پایتخت آن بسیار زیباست و نمای آسمان آن فوق العاده است.
    دلیل برای سفر به ایران - برج میلاد
  2. خانه های بسیار زیبا
    خانه طباطبایی در کاشان
    دلیل برای سفر به-ایران - خانه های زیبا
  3. روستا های جالب و دیدنی
    روستای پلنگان در مرز عراق که به دلیل ساختار پلکانی جالب به نظر می رسد.
    دلیل برای سفر به ایران - روستای پلنگان
  4. معماری منحصر به وفرد و زیبا
    موزه نصیر الملک در شیراز
    دلیل برای سفر به ایران - خانه های زیبادلیل برای سفر به-ایران - خانه های زیبا
  5. تنوع
    دلیل برای سفر به-ایران - خانه های زیبا
  6. غذاهای لذیذ و خوشمزهدلیل برای سفر به-ایران - غذاهای خوشمزه
  7. مکان های تاریخی و قدیمی
    مقبره های متعلق به ۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح در دوره هخامنشیان
    دلیل برای سفر به-ایران - مکان های تاریخی
    مجسمه های ۲۵۰۰ ساله
    دلیل برای سفر به-ایران - مکان های تاریخی
  1. موزه ها و مکان های هنری
    دلیل برای سفر به-ایران - موزه هنر معاصر
  2. مساجد با معماری نفیس
    مسجد سید در اصفهان
    دلیل برای سفر به ایران - خانه های زیبا
  3. سقف های بسیار زیبا
    چهلستون در اصفهان
    دلیل برای سفر به ایران - خانه های زیبا
  4. مناظر طبیعی فوق العاده
    کوه های کردستان
    دلیل برای سفر به-ایران - طبیعت ایراندلیل برای سفر به-ایران - طبیعت ایران
  5. حیات وحش بسیار غنی و متنوع
    دلیل برای سفر به-ایران - حیات وحش
  6. برف و ورزشهای زمستانی
    پیست اسکی دیزین
    دلیل برای سفر به-ایران - ورزشهای زمستانی ایران - پیست دیزین

نبودم ولی میام

سلام  چند وقتی نبودم ان شاالله بر میگردم بادستی پر و سایتی بروزتر  بزرگترین مشکل الان اینکه سایت از سرور بلاگر استفاده می کنه و سرو...